المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

304

مروج الذهب ( فارسى )

پادشاه از پادشاهان روم بود كه كشتار نصارى و پيروان مسيح را آغاز كرد گويند در ايام وى پطرس كه نام يونانيش شمعون است و عربانش سمعان نام دهند با پولس در شهر روم كشته و وارونه بر دار شدند و حكايتشان با سيماى جادوگر نيز در روميه رخ داد اين دو تن از كسانى بودند كه بانطاكيه رفتند و خدا عز و جل در سوره پس از ايشان خبر داده است پس از آن اهميت فراوان يافتند و اين بزمانى بود كه دين مسيح در روميه رواج گرفت و پيكرشان را در مخزن بلورين نهادند و چنان كه از پيش گفتيم تاكنون در يكى از كليساهاى روميه به همان وضع بجاست . بيشتر علاقمندان اخبار جهان و سرگذشت و تاريخ ملوك بر اين رفته‌اند كه اين دو تن بدوران پادشاه پنجم از ملوك روم در روميه كشته شده‌اند ، شاگردان يسوع ناصرى در زمين پراكنده شدند ، مارى به مادناى عراق رفت و در شهر دير قنى و صافيه بر ساحل دجله ما بين بغداد و واسط بمرد اين شهر شهر على بن عيسى بن داود بن جراح و محمد بن داود بن جراح و دبيران ديگر است و قبر مارى تاكنون يعنى بسال سيصد و سى و دو در آنجا در كليسائى بجاست و پيروان دين نصرانيت آن را احترام ميكنند و توما كه يكى از آن دوازده تن بود براى دعوت بشريعت مسيح سوى هند رفت و همانجا بمرد و يكى ديگر بدورترين شهر خراسان رفت و آنجا بمرد . محل قبرش معروفست و نصارى آن را محترم دارند . بعضى گفته‌اند كه وى بديار قوقا و خانيجار و كرخ حدان از مرزهاى عراق بمرد و محل قبرش مشهور است . مارقس نيز در اسكندريه بمرد و قبرش آنجاست و او يكى از چهار شاگرد بود كه انجيل را نوشتند مارقس با مردم مصر و كشته شدنش حكايتى جالب دارد و سبب آن را در كتاب اوسط كه پيش از اين كتاب تأليف شده آورده‌ايم و قصه وصيت او را با مردم مصر گفته‌ايم كه وقتى سوى مغرب ميرفت گفت : « هر كه به صورت من پيش شما آمد او را بكشيد كه پس از من مردمى همانند من پيش شما خواهند آمد بى تأمل آنها را بكشيد و سخنشان را نپذيريد » اين بگفت و برفت و مدتى از آنها غايب